پاسخ های ارسال شده در انجمن
-
نویسندهنوشته ها
-
سلام علیکم
همین یه اشکال برا شما کافیه مابقی به کنار که چند پستی که گذاشتم سلام دادم ولی جنابعالی یکمی شعور نداشتی که جواب سلام بدی . اما توهین الی ماشاءالله نثارمون کردی . البته تقصیر هم نداری گلم . اگه از همین الفاظ نثارمون نکنی روزت شب نمیشه و پای درس کسایی نشستی که مثل خودت اخلاق نداشتند یا بقول معروف چن تخته کم داشتن . قبل از همه اینها اول اخلاق و طریقه برخورد با دیگران رو یاد بگیر بعد بیا اینجا سخنرانی کن عزیزم . قبل از اینکه دوباره جواب اراجیف تکراری تو رو بدم یه خواهشی ازت دارم لطفا با دقت مطالبم رو بخون بعد جواب بده . منطقی جواب بده لطفا چرت و پرت تحویلم نده . اگه میخوای دوباره اراجیف سر هم کنی تحویلم بدی لطفا جواب نده برو به بزرگتر از خودت بگو بیان که هم از اخلاق خوب برخوردار باشن و هم اینکه یه چیزی حالیشون باشه که حداقل اگه حرف منطقی شنیدن قبول بکنن ولی اگه میخوای جواب درست و حسابی بدی بسم الله .
نوشتی هیچ کدوم از جواب ایراداتم رو ندادی . اگه زحمتی نمیشه دقیق برو مطالعه کن ببین جواب دادم یا نه . خود جنابعالی هم همه اشکالاتم رو جواب ندادی . کدوم یک از حرفام دروغ بوده که این دومیش باشه . لطفا یکی از اونها رو اشاره کن . دلیل اینکه نوشته هام بقول جنابعالی سیاه نامه شده بخاطر اینه که اراجیف و خزعبلات جنابعالی رو نوشتم . اگه باز نیاز باشه همین سیاه نامه نویسی رو ادامه میدم . همین جوابها رو دوباره از همون سیاهنامه میدم .
سلام علیکمهمین یه اشکال برا شما کافیه ما بقی بکنار که چند پستی که برات گذاشتم سلام دادم ولی جنابعالی چونکه اینقده با شعوری قابل ندونستی جواب سلام بدی اما توهین الی ماشاءالله نثارمون کردی . البته تقصیر نداری گلم . اگه از همین الفاظ نثارمون نکنی روزت شب نمیشه . قبل از همه اینها اول اخلاق و طریقه برخورد با دیگران رو یاد بگیر بعد بیا اینجا سخنرانی کن . قبل از اینکه جواب اراجیف تکراری تو رو بدم یه خواهشی ازت دارم لطفا مطالب رو تا آخر بخون و جواب منطقی و درست و حسابی بده . چرت و پرت تحویلم نده . اگه میخوای جوابهای درست و حسابی بدی بسم الله .
نوشتی سیاهنامه راه انداختم . خب عزیزم این سیاهنامه بخاطر جواب به ادعاهای پوچ جنابعالیه .
( أحل لکم ما وراء ذلکم ) :
اولا ما ادعای بدون دلیل قبول نمیکنیم . الله متعال میفرماید : به غیر این زنها ، زنهای دیگه برای شما حلال است و از دو راه میتوانید به آنها برسید 1 . نکاح 2 . ملک یمین . در اینجا مطلق نکاح آمده و هیچ اشاره ای به نکاح دائم نشده شما از کجا تعبیر به نکاح دائم کردید ؟ در حالی که هیچ ادله موجهی رو بیان نکردید . ثانیا روایات صحیح السندی که در دست است و بعنوان مبین آیات قرآن هستند میگن که این دلالت بر متعه میکنه ثالثا اجماع علما اعتقاد دارند که این آیه برای متعه است و دلالت آیه بر متعه بیشتر است تا نکاح دائم رابعا اگه این آیه را تعبیر به نکاح دائم کنیم از حیث منطوق و مفهوم نمیتواند با آیه تناسب داشته باشد . ( در صورتی که از زنان دائم بهره بردید مهرشان را پرداخت کنید ) در حالی که به محض خوانده شدن صیغه عقد در عقد موقت تمام مهریه به ذمه زوج میآید و مشروط به استمتاع و کامجویی نیست بر خلاف دائم خامسا در آیات قبل بطور صریح و روشن درباره نکاح دائم و احکامش حرف زده شده و دیگر نیازی به بیان آن نیست . بعلاوه اینها دلیلی بر تکرار احکام فقهی نیست . سادسا قائل شدن به جواز متعه دلیل بر این نیست که حتما باید آنرا انجام داد چنانچه نکاح دائم جایز است و افرادی هم پیدا میشن که تا آخر عمر ازدواج نمیکنن . عقد موقت هم مانند نکاح دائم ممکن است در شرایط خاصه به احکام خمسه متصف بشه . پس در نتیجه کسی نمیتواند همانند نکاح دائم ، کسی ، کسی را به متعه کردن اجبار کند . سابعا اگه متعه محکوم به زناست پس در نتیجه این حرف هم باید قبول کنید که پیامبر مردم را به کاری دستور داده که زنا بحساب می اومده . چونکه حرمت زنا در مکه صادر شده بود .
زنا چون شرایط نکاح دائم را ندارد و ازدواج موقت هم همینطوره :اولا مگه شخصی غیر از پیامبر این شرایط رو گذاشته که این اشکال رو میکنید ثانیا سیره و روش پیامبر اینچنین بوده و این شرایط رو پیامبر ابلاغ کرده و اصحاب هم این شرایط رو موظف بودن که رعایت کنن . جنابعالی داری بر خلاف روایات حرف میزنی . خلاف حرف زدن که شاخ و دم نداره .
( عن سدی : و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة فهذه المتعة الزجل ینکح المرأة بشرط إلی الأجل مسمی و یشهد الشاهدین و ینکح بإذن ولیها و إذا انقضت المدة فلیس له علیها سبیل و هی منه بریة و علیها أن تستبرئ ما فی رحمها و لیس بینهما میراث لیس یرث واحد منهما صاحبه ) . در حالی که زنا هیچکدام از اینها رو نداره . وقتی خود پیامبر این شرایط رو تجویز کرده شما چرا تو این وسط داغتر از آش میشی . خودت هم معلوم نیست چی داری میگی . برای اثبات خلاف روایات حرف زدنت همین بس که چند بار تکرار کردی متعه عده ندارد . واقعا که صم بکم عمی شدید . هم چشم ظاهر تون باحتمال کور شده که نمیتونه این روایات رو ببینه و همینکه چشم دلتون . اگه یک نگاه جزئی به روایات بندازی دیگه از این اراجیف سر هم نمیکنی تا بیشتر تو گِل فرو بری .ایات نسخ متعه ( طلاق ، ارث ، عده ) :
اولا هر سه تای اینها اصل زوجیت نیستند که در نبود آنها زوجیت هم منتفی بشه مانند اینکه زوجه قاتله ارث نمیبرد ، زوجه مرتده نیاز به طلاق نداره ثانیا بر حسب ضوابط ناسخ نمیتواند بیش از دوبار باشد و اینچنین نسخی اصلا صورت نگرفته و سابقه ندارد ثالثا نسبت بین آیات سه گانه ناسخ و آیه متعه نسبت ناسخ و منسوخ نیست بلکه عام و خاص یا مطلق و مقید است . دیگه از این واضحتر .
درباره سوره مومنون که آوردی . واقعا که چقدر بی سوادی . اصلا زمان نزول این آیه با آیه متعه فرق میکنه . این آیه از آیات مکی است ولی آیه متعه از آیات مدنی است و اصلا ربطی به بحث نداره .
قبل از دخول که نصف مهریه به ذمه زوج می آید برای نکاح دائم است نه برای نکاح موقت .
از شگفتیهای شیعه است :
اولا نسخ زمان حرمت متعه رو علماء خودتون نقل کردند و اختلافی است و ما هم میگیم چطور میشه حرمت متعه این همه اختلاف داشته باشه در حالی که اگه پیامبر بیان کرده . فقط میگید نهی النبی عن المتعة ولی معلوم نیست در کجا و در ضمن کدام خطبه و در چه زمانی حرام شده و روایاتی که در اینباره نقل کردید با هم متعارضند و از اعتبار ساقطند ثانیا بله از شگفتیهای شیعه اینست که حقایق رو آشکار و دروغگویان رو به نهایت افتضاح برسونه .
لطف کن وقتی این آیه مبارکه رو مینویسی ( و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ) حداقل یکمی شعور پیدا کن بهش عمل کن . ما اگه جاهل هم باشیم البته به دیدگاه شما جاهلتر از جاهلین زمان پیامبر که نیستیم . اگه هم جاهلیم نسبت به پیامبر که مقام و منزلتتون بیشتر از آنحضرت نیست . بلأخره خدا پیامبرش رو خطاب قرار داده که وقتی جاهلین خطابت قرار دادند بهشون سلام کن . ما وظیفه داریم سلام کنیم چه جنابعالی باشید و چه از برادران اهل سنت و چه از شیعیان . حالا شما میخوای جواب بدی یا ندی . در مورد تقیه که اشاره کردی . مگه اینجا جای تقیه است که تقیه بکنی ؟
این آیه درباره نکاح دائم است .
دوست عزیز لطفا حرفی که میزنی مستدل باشه چرت و پرت نگو .
اولا همونطور که در گفته های قبلیم اشاره کردم نزاع بین شیعه و سنی سر دلالت آیه بر متعه نیست بلکه نزاع سر نسخ آن است که چه کسی از متعه نهی کرد . آیا پیامبر حرام کرد یا شخص دیگر ( و اختلفوا فی أنها هل نسخت أم لا ) ثانیا اگه عبارت ( فما استمتعتم ) را بر نکاح دائم حمل کنیم میپرسم آیا بر نکاح دائم دلالت میکنه یا مهریه آن ؟ اگه اصل نکاح مد نظر باشه در جواب میگوییم که این حکم در اوایل سوره بطور صریح بیان شده است . اگه منظور مهریه آن است دوباره در جواب میگوییم که این حکم هم صراحتا بیان شده است ثالثا منظور از این استمتاع ، استمتاع اصطلاحی آن یعنی نکاح المتعة است نه معنای لغوی آن مطلق بهره برداری و کامجویی . ( الاستمتاع فی اللغة الإنتفاع و کل من انتفع به فهو متاع ) . اگه منظور از آن معنای لغوی باشد باید با بوسیدن و یا ملاعبه و بازی کردن هم تمام مهریه واجب شود . در حالی که تمام مهریه در نکاح دائم با دخول به ذمه زوج میاد نه با هر استمتاعی و اگه بخواهیم آن را به ( دخلتم بهنّ ) معنا کنیم دلیلی بر آن نیست . معنای آیه در صورت لغوی بودن ( مهریه زنهای تمتع شده را باید بپردازید ) یعنی با هرگونه تمتعی گرچه دخول هم صورت نگیرد . از نظر مفهومی ( اگه استمتاعی حاصل نشد پرداختی بر شما نیست ) در حالی که اگه در نکاح دائم هم تمتعی هم صورت نگیرد نصف مهریه را باید بپردازد .
رابعا این آیه در اوایل هجرت و زمانی بود که متعه انجام میشده نازل شده است .روایاتی که دلالت بر متعه میکنند صحیح نیستند .
خودت تا حالا فکر کردی چقدر چرت و پرت گفتی ؟ لطفا ادعاهایی که در پستهای قبلی کردی رو نگاه کن دیگه از این اراجیفها ادعا نکن . خودت نوشتی من که ننوشتم . نکنه یادت رفته ؟ ادعای الانت با ادعای گفته های قبلیت خیلی فرق میکنه دوست عزیز .
( نکاح المتعة و بیان أنه أبیح ثم نسخ ثم أبیح ثم نسخ و استقر تحریمه إلی یوم القیامة ) . در جاهای دیگر هم این نکاح المتعة اشاره شده که برای نمونه چند تا اشاره میکنم . ( الصحیح من المذهب أن نکاح المتعة لا یصح ) المحلی ، ( قال القاضی : و اتفق العلماء علی أن هذه المتعة کانت نکاحا إلی أجل ) ، (عن الربیع بن سبرة عن أبیه أن النبی صلی الله علیه وسلم نهی عن نکاح المتعة ) ، ( فنکاح المتعة من الأنکحة الباطلة المحرمة ) ، باز روایت خودت ( حدثنا محمد بن عبد الله بن نمیر الهمدانی حدثنا أبی وکیع و ابن بشر عن اسماعیل عن قیس قال سمعت عبد الله یقول کنا نغزز مع رسول الله صلی الله علیه وسلم لیس لنا نساء فقلنا ألا نستخصی فنهانا عن ذلک ثم رخص لنا أن ننکح المرأة بالثوب إلی أجل ) ، (قال الجمهور المراد نکاح المتعة ) ، ( و قد استدل بعموم هذه الآیة عن نکاح المتعة ) ، ( و قال الجمهور إن المراد بهذه الآیة : نکاح المتعة ) . همچنانکه گفتم اقوال علماء بوضوح حاکی از این است که آیه شریفه برای متعه است و نکاح نامیده شده و نزاع سر نسخ آن است . ( و اختلفوا فی أنها هل نسخت أم لا ) اگه زودتر ترک تالار کنی بنفعته . بخاطر اینکه هر چه بیشتر میریم جلوتر گنده کاریات و چرت و پرت گوئیات بیشتر میشه . پس مواظب باش یه وقت تو پرتگاه نیفتی .متعه این شروط رو نداشت .1 . یه دفعه بگو پیامبر دستور به کاری داده که زنا بحساب می آمده و اصحاب آنحضرت زناکار بودند . چرا خجالت میکشی ؟ همونطور که خودت گفتی ( و ثابت است زنانی که در زمان رسول خدا خود را متعه میکردند افراد سفاح و زناکار بودند نه افرادی پاکدامن ) . اونوقت نباید به پیامبر اینچنینی که شما میگید اشکال کرد که جواز یک عملی رو میده که زنا است ؟ نتیجه ادعای شما این میشه که رسول خدا آیات نهی از زنا رو نسخ کرده . خلیفه عمر بن خطاب میگه ( متعتان کانتا مشروعتین فی عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم ) آیا منظور اینه که پیامبر زنا رو برای امت زمان خودش مشروع کرد ؟ 2 . در هر صورت این حکم چه از احکام تأسیسی اسلام باشد یا از احکام تنفیذی و امضایی ، شرع مقدس آنرا پذیرفته است . چطور میشه تصور کرد بعد از اینکه خدای متعال عملی را فاحشه دانسته و عذابی برای آن قرار داده اون هم با لحن صریح دوباره از لحن سر سختش برگرده و دوباره ارتکابش رو جایز بدونه . پس در نتیجه نمیتواند این ادعای شما که متعه را با زنا برابر کردید موجه باشه . همونطوری که در قبل گفتم اون جزئی از منکوحات است با شرایط مخصوص به خودش . یکی از اصول مسلم و قطعی اسلام مبارزه با هواپرستی است . الشیخ السنی أحمد الکبیسی میگه ( منوها إلی آن الفقها فی المذاهب الأربعة عند أهل السنة حرموا هذا النوع من الزواج لکنهم لم یقولوا بأنه زنا ) در ادامه میگه این مسئله اجماعی است ( و کل أهل السنة یحرمونه ولکن بالإجماع قالوا أنه لیس زنا ) . اگه زنا است پس کسانی که بر حلیت متعه ثابت ماندند با اونها چه میکنید . ( و قد ثبت علی تحلیلها بعد رسول الله صلی الله علیه وسلم جماعة من السلف رضی الله عنهم منهم من الصحابة رضی الله عنهم أسماء بنت أبی بکر الصدیق و جابر بن عبد الله انصاری و إبن مسعود ) زرقانی در توضیح کلام مازری میگه ( و تعقب قوله یخالف الا الروافض بأنه ثبت الجواز عن جمع من الصحابة کجابر و إبن مسعود و أبی سعید و معاویة و أسماء بنت أبی بکر و إبن عباس و عمرو بن الحویرث و سلمة و عن جماعة من التابعین ) .
متعه صدر اسلام هیچ شباهتی به متعه امروزی شیعه ندارد .
دوست عزیز یکمی از روی انصاف قضاوت کن . فتوای مراجع شیعه اینه . ببین آیا این شرایط مطابق شرایطی که در زمان آنحضرت بود ، هست یا نیست . 1 . عده دارد 2 . ارث ندارد 3 . اتمام مدت آن بمنزله طلاق است 4 . باید مدت و مهریه آن مشخص باشد 5 . ایجاب و قبول دارد 6 . رضایت طرفین شرطه 7 . در صورت باکره بودن دختر اجازه ولی شرط است . درباره قیاس هم عرض کنم . قیاسی است بنام قیاس منصوص العلة که حکم عقلانی هم دارد و پذیرفته شده است . مثلا شراب در ایلام بدلیل مسکر بودن حرام است و اگر چیز دیگری همین حالت مستانگی رو داشته باشد حرام است . همین قیاس هم در این ادعای ما میتواند اجرا شود .
آیه و لیستعفف الذین …اولا کجای این آیه درصدد بیان عدم جواز متعه در اسلام است ثانیا در اینجا نکاح مطلق آمده از کجا تعبیر به نکاح دائم کردی ؟ همچنانکه در قبل گفتم متعه هم نکاح بحساب میاد . پس در نتیجه شامل این آیه شریفه هم میشود ثالثا در متعه هم زنی که به متعه در میاد در حصن و پاکدامنی و عفت قرار میگیره و نمیتواند با کس دیگری ارتباط داشته باشد حالا ازدواج دائم باشه یا موقت رابعا اگه متعه نکاح نیست پس چیه ؟ نکاح که نیست . امه یا کنیز هم که نیست . میمونه زنا .
در زمان آنحضرت با یک مشت خرما میکردند .
خوب این چه منافاتی با بحث متعه داره ؟ اون زمان با یک مشت خرما بود الان هم با پول . حالا که چی ؟ چی رو می خوای ثابت کنی ؟ ما کار به این نداریم که در قبال عمل متعه چه چیزی میدادند ما دنبال این هستیم که آیا این حکم متعه پذیرفته شده است یا نه و اون هم معقول و پذیرفته شده است .
فتوای امام خمینی .
اولا بحث در اینجا بحث تفسیری بود نه فتوایی که روششون با هم دیگه فرق میکنه . گرچه در کلیات با همدیگه ارتباط دارند ثانیا همونطوری که در قبل هم اشاره کردم متعه نکاح است و هر نکاحی طلاق دارد اما طلاقها با همدیگه فرق داره مثلا در متعه با تمام شدن مدت طلاق معنا پیدا میکنه و زن از مرد جدا میشه ، در نکاح دائم اگه زوج مرتد شد ارتداد خود به خود بمنزله طلاق و جدایی است . پس در نتیجه این آیه هم شامل متعه میشود . ( و إن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن و قد فرضتم لهن فریضة فنصف ما فرضتم ) .
غنیمت :
دوست عزیز گفتم چونکه این یک بحث جداگانه میخواد و اگه بخوام تو این وادی بیفتم خلط بحث میشه . در مقاله جداگانه خواهم گفت ولی در اینجا معذورم از جواب دادن . چونکه این بحث مربوط به خمسه ولی در اینجا بحث سر متعه است . از زمین تا آسمون فرق میکنه . چرا از بین این همه مثالهایی که برات اوردم حج ، صلاة فقط غنیمت رو اوردی ؟
در اینجا هم اشاره به نصف مهر نشده است .اولا من هم نگفتم اشاره شده است یا نه بلکه در مقام بیان حکم ازدواج دائم بودم ثانیا دخول رو از کجا آوردی ؟ ( الإستمتاع فی اللغة الإنتفاع و کل من انتفع به فهو متاع ) . درباره روایت : بفرض که تمام راویهای این حدیث ضعیف هم باشند باز عمل به آن اشکالی ندارد . بخاطر اینکه وقتی بزرگان علم رجال و حدیث میخواهند یک حدیثی رو بررسی کنند از دو جهت بررسی میکنند . 1 . سند حدیث و 2 . دلالت حدیث . اگه از نظر دلالت حدیث با قرآن و سیره و سنت پیامبر درست دربیاد باز عمل به آن جای هیچ اشکالی نیست . طبق این حدیث ( إذا روی لکم عنی الحدیث فأعرضوه علی کتاب الله فإن وافقه فاقبلوه و إلا فردوه ) . طلاق و ارث و عده متعه ای را که نه طلاق داشت ، نه ارث و نه عده را نسخ کرد . آخه چقدر چرت و پرت میگی دوست عزیز . کی گفته متعه ای که در زمان آنحضرت بوده عده نداشته که تو دومیش باشی ؟ حداقل یه روایت درست و حسابی نقل میکردی ؟ چند بار گفتم الان هم تکرار میکنم . اولا آیات طلاق و ارث و عده بصورت مطلق و عموم آمدند مثل عموم آیات دیگه و اشتباه فاحش شما اینه که بین این آیات رو ناسخ و منسوخ گرفتید در حالی که بین این آیات ناسخ و منسوخ نیستش بلکه تخصیص خوردند . ثانیا ناسخ باید بعد از منسوخ بیاد نه قبل آن و تقدم زمانی ناسخ و منسوخ امری بی معنا و غیر منطقی است همچنانکه فخر رازی گفته ( لأن الناسخ یمتنع تقدمه إلی المنسوخ ) . حالا اینه مرد مرتد شد بعنوان ناسخه یا تخصیص ؟ بطور قطع تخصیصه نه ناسخ . یکمی با اجازتون بیشتر توضیح میدم . 1 . همه آیاتی که برای نسخ آیه متعه آورده شده بصورت مطلق آمده و قابلیت تخصیص رو دارند . مانند آیه ارث که با ادله کفر و قتل تخصیص خوردند یا مانند طلاق که با ادله ارتداد تنخصیص خورده و نفس ارتداد باعث جدایی زن از شوهر میشه و به طلاق نیازی نیست 2 . مفاد آیات این نیست که هر نکاحی باید طلاق داشته یا ارث داشته باشه بلکه این آیات در مقام بیان حکم خودشان هستند اما اینکه کدام نکاح با طلاق گسیخته میشه ، کدام نکاح ارث داره ، نداره در آیات ذکر نشده و با کلام خود رسول الله تبین و تفسیر میشه . ثالثا شما که گفتی این آیه دلالت بر متعه نمیکنه چطور ادعای نسخ آن را با آیات طلاق و ارث و عده رو داری ؟
ضوابط :شما یک آیه از آیات قرآن که نسخ شده بیار که برای چند بار نسخ شده باشد . همچنانکه ابن قیم گفته ( و لو کان التحریم زمن الخیبر لزم النسخ مرتین و هذا لا عهد بمثله فی الشریعة البتة و لا یقع مثله فیها ) . نسخ در لغت بمعنای ابطال و زایل شدن و در اصطلاح رفع تشریع سابق است . آیا خنده دار نیست که حکم قبله چند بار عوض بشه . آیا تا حالا اینچنین چیزی شنیدی یا خوندی ؟ ما خود ضابطه رو از خود قرآن میگیم .
سوره مومنون :
اولا اصولا در قرآن کریم عادت بر این است که در مقام تشریع احکام و قوانین جهت غالب و مشهور را در نظر بگیرد مثلا در آیه شریفه ( فمن شهد منکم الشهر فلیصمه و من کان مریضا أو علی سفر فعده من أیام آخر ) با اینکه عذر خوردن روزه در سفر و بیماری نیست ولی ایندو نام رو برد . پس نام بردن در خصوص ایندو بمعنای این نیست که غیر از ایندو هیچ بهانه و عذری وجود ندارد و عذر بحساب نمی آیند . و نیز مانند این آیه شریفه ( و إن کنتم مرضی أو علی سفر أو جاء أحد منکم من الغائط أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا ) . عذر مجوز تیمم رو منحصر در نیافتن آب کرده در حالی که منحصر به آن نیست . زیرا ممکن است آب باشد ولی غصبی باشد و یا وقت برای غسل و وضو تنگ باشد . خواستم بگم که فرضا نظریه شما درست باشد ذکر عقد دائم دلیل بر انحصار نیست یا اینکه غیر این دیگه نکاحی وجود ندارد و نکاح بحساب نمی آیند ثانیا شما که میگید اسمی از متعه برده نشده در حالی که در نکاح دائم صراحتا تمام احکامش گفته شده است من از شما میپرسم کجا صراحتا از حرمت متعه گفته شده است ؟ ثالثا در قبل اشاره کردم که متعه هم جزء منکوحات است . پس شامل این آیه هم میشه رابعا شما که میگید در جاهلیت بوده و جزء رسم و رسومات بوده و جزء ازدواجهای آنان بوده پس ادعای ما هم که عبد الله بن زبیر از متعه بوده میتواند صحیح باشد خامسا در زمان جاهلیت ازدواجهای مختلفی بوده مثلا ازدواج جمعی ، ازدواج استبضاع ، ازدواج صواحب الرایات . خب چرا از بین اینها فقط متعه رو پذیرفت و تشریع کرد ؟ چرا مثل ازدواجهای دیگه بکلی از آن نهی نکرد ؟ اگه زنا بحساب میومده دیگه دلیلی بر جواز آن نبود ؟ چونکه صریحا حکم زنا بیان شده بود ( و لا تقربوا الزنا إنه کان فاحشة و ساء سبیلا ) سادسا اگه در مکه بقول شما اشاره نشده است در مدینه آیه آمده است ( فما استمتعتم ) . اگه مطالب قبلی رو خوب و کامل خونده باشی گفتم .
هر کی میگه دوباره حلال شده روایت رو بیاره ؟وقتی حرمتی هنوز ثابت نشده چطور روایات حلیت متعه رو دوباره میخوای .
در مورد روایتی که که در باب متعة الحج آمده بخاری هم طبق فهم خودش در آن باب بیان کرده درحالی که در این روایت اصلا اشاره ای به متعة الحج نشده است و این دلیل نمیشه که ما آنرا هم صد در صد در آن بیان کنیم .
متعه کردن أسماء :
مطالب لازم رو در قبل بطور مفصل گفتم . دیگه لازم نمیدونم دوباره بیانش کنم .
نوشتی عمر از پیش خود حرام نکرد .
اولا اگه خلیفه عمر از زبان خود رسول الله چنین نسخی شنیده بود باید از زمان آنحضرت تا زمامداری خود باشه بعنوان نهی از منکر هم که شده باید گوشزد میکرد که از این عمل نهی شده ثانیا هر حکمی که بفرموده پیامبر شایع در امت میشد باید ناسخ آن هم در بین امت توسط خود پیامبر شایع بشه همچنانکهول است تأخیر بیان از وقت حاجت جایز نیست . آیا این کفر نیست که که گفته شود رسول خدا در ابلاغ احکام تسامح کرده و امت از روی جهل و بی خبری هحکم منسوخ مینمودند ثالثا اگر متعه در زمان آنحضرت نسخ شده و عمر از زبان آنحضرت شنیده بود بایستی موقع گفتن حکم را به آنحضرت نسبت میداد و میگفت از زبان خود آنحضرت شنیدم عجب اینست که خود رسول الله در مواقع ابلاغ نمیفرمود من حلال یا حرام کردم . هر وقت حکمی زرا ابلاغ میکرد میفرمود : خدای متعال به من امر فرموده به شما ابلاغ کنم رابعا این حکم رجم رو از کجا استناد کرد ؟ چونکه در سنت پیامبر اینچنین چیزی از پیامبر شنیده نشده است .
ازدواج مسیار :اولا یا ازدواج دائمه یا نیست . اگه ازدواج دائمه پس دنبالش باید نفقه باشد ، مسکن باشد ، سرپرستی هم باشد و ازش نگهداری کنه یا یه دفعه بگید تعدد زوجات چرا دارید مطلب رو میپیچونید ثانیا این روش در کجای قرآن آمده و در کجای تاریخ رسول الله ثبت شده است ؟ دین مقدس اسلام ازدواج دائم رو یه جور ترسیم کرده که داخلش نفقه هست ، سرپرستی است و الی آخر .
فرق بین زنا اینست که آنها چند جمله عربی خوانده اند ولی آنها نخوانده اند :
در نکاح دائم شرط اصلیش هم همون چند جمله عربی است دوست عزیز . چرا داری مطالب رو تکرار میکنی . اگه این اوراد در نکاح دائم هم خوانده نشه به هم محرم نمیشن یا بعبارت ساده تر خوانده شدن این اوراد = با محرمیت . جنابعالی اگه همین چند جمله در نکاح دائم نباشه ولی شرایط دیگه باشه آیا محرمیت حاصل میشه ؟ عزیز دلم کارشان زناست . حالا فهمیدی فرقشون چیه . پس سعی کن چرت و پرت زیاد نگی . آیا دین اسلام که دین خاتم هست نباید برا اینطور جاها حرفی داشته باشه ؟ حالا یه شخصی در یک موقعیتی قرار گرفت و چند سال بطور طولانی نتونست ازدواج دائم بکنه زنا که نمیتونه بکنه اگه مسلمان باشه ، از اونطرف هم اسلام مخالف رهبانیته پس در اینجا چه باید کرد ؟
بررسی روایات متعه که نقل کردی :
( و عن فضل مولی محمد بن راشد قال : قلت لأبی عبد الله : إنی تزوجت امرأة متعة ، ففی نفسی أن لها زوجا ففتشت عن ذلک فوجدت لها زوجا !!! قال : ( أی أبو عبد الله ) : لم فتّشت ؟ ) .
اولا این بحث تنها مربوط به متعه نیست بلکه در نکاح دائم هم هست ثانیا اینچنین روایاتی منحصر به یک یا دو روایت نیست و باید همه روایات جمع بندی بشن و از نظر سندی و دلالی بررسی بشن که جای آن در مباحث فقهی است ثالثا این روایت مرسله است و در روایت افرار ضعیف و مجهول وجود دارد .
( عن أبان بن تغلب قال : قلت لأبی عبد الله إنی أکون فی بعض الطرقات فأری المرأة الحسناء و لا آمن أن تکون ذات بعل أو من العواهر ) . اولا این روایت مرسله است ثانیا هیچکسی ادعا نکرده که تمام روایاتی که در وسائل الشیعة آمده باید عمل کرد . باید بررسی بشن گرچه درکتب اهل شیعه هم نوشته شده باشد .
روایت ( و بالإسناد عن صفوان عن إسحاق بن عمار قال سألت أبا إبراهیم … )می خواستم در ذیل این روایت یک سوال کنم إحصان رو به چه معنایی میگیری ؟ لطفا اول اینرا جواب بده .
-
نویسندهنوشته ها
تمام مفسرین از شیعه و سنی میگن سوره نساء آیه 24 دلالت بر متعه میکنه . بعنوان نمونه فخر رازی محمد بن عمر در کتاب تفسیر کبیرکه میگه این آیه دلالت بر متعه میکنه و جالبتر از این هم متعه رو هم توضیح میده که چی هستش . به تفسیر سوره نساء آیه 24 رجوع کنید . أن المراد بهذه الآية حكم المتعة ، و هي عبارة عن أن يستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معين فيجامعها، و اتفقوا على أنها كانت مباحة في ابتداء الإسلام ، عمران بن الحصين فانه قال: نزلت آية المتعة في كتاب اللّٰه تعالى و لم ينزل بعدها آية تنسخها و أمرنا بها رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و سلم و تمتعنا بها، و مات و لم ينهنا عنه، ثم قال رجل برأيه ما شاء و أما أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي اللّٰه عنه فالشيعة يروون عنه إباحة المتعة . نکات مهم در ذیل این مطلب . 1 . متعه چیست ؟ مردی زنی رو با شرائطی که دارد اجاره کنه با یک مال معلوم یعنی همون مهریه ای که اهل شیعه تعبیر میکنند ، برای مدت و زمانی که تعیین شده است . اهل شیعه این شرط را در حین اجرای صیغه موقت لازم میداند . اهل سنت چه میگند . 2 . در کتاب خدا آیه نازل شد و نسخ هم نشد . اما سوال از اهل سنت این آیه متعه ای که در کتاب خدا نازل شده بود کجا رفت ؟ طبق نظر اهل سنت که میگن سوره نساء آیه 24 برای متعه نیست پس آیه متعه کجاست و اگر قبول دارند که این آیه برای متعه است پس حرمت و نسخ این آیه کجاست ؟