قلی

پاسخ های ارسال شده در انجمن

در حال نمایش 2 نوشته (از کل 2)
  • نویسنده
    نوشته ها

  • قلی
    کاربر
    با سلام به شما
    بامشاهده ادبیات عصبی و هتاکانه توام با تحقیرکه در مکتوب شما تحریر شده است ،، برای من واضح است که شما تحصیلات حوزوی آشنا هستسد چرا که دراین فرهنگ در ابتدا باید قبل از آوردن منطق و استفاده از اخلاق حسنه که به آن توصیه شده ایم از ادبیات تحقیر و منکوب استفاده کرد .کاری که این قشر زمانی که فاقد منطق هستند برای مخاطب منتقد خود بکار میبرند و لی در عین حال در سخنرانی ها ی خود ریاکارانه مردم را دعوت به اخلاق حسنه ائمه در مقابل مواجه مخالف( حتی توهین و ناسزای آنها) توصیه میکنند
    ایردات و اخلاط موضوع فراوانی درنوشته شما به چشم میخورد ولی بنا به دلیلی که در انتها متذکر میشوم تنها به دو نکته اشاره میکنم .
    1- شما فرمودید داستان حضرت رقیه را شعیه قبول ندارد و بیان نمودن آن را نشانه ای از غرض مندی میدانید . خوب برادر عزیز اگر این داستان در هیچ منابع شیعه نیامده بود حرف شما درست بود ایراد شما باید به سمت علما و فضلا حوزه باشد که همت نمیکنند تا احادیث ضعیف و غیر قابل باور را از منابع خود حذف کنند یا حداقل از آنها بعنوان منابع ضعیف نام ببرند . متاسفانه زمانی این کار را انجام میدهند که میبنند که آگاهی بالا رفته است و مطلب بسیار شور است و اتفاقا منکر شدن داستان در این زمان، آنهم بعد از قرن ها، و بعد از آنکه با مستمسک قرار دادن آن از احساسات مردم سوء استفاده میشده است ، می تواند نشانه فریبکاری و سوء استفاده دینی از احساسات مردم برای اغراض شخصی به حساب آید . اگر این داستان مورد تایید نبوده است چرا صد سال قبل که نه بلکه همبن ده سال قبل که تکنولوژِی در مورد آگاهی و اطلاعات به اوج نرسده بود آن را متذکر نشده اند
    البته شاید هم روحانیون محترم به فعالیت های اقتصادی بیشتر از علم احادیث علاقه دارند و فرصت پرداختن این مسائل را ندارند


    قلی
    کاربر
    2– زمانی که شما موروثی بودن بلاغت وفصاحت در سلاله پیامبر گرامی سخن به میان میآورید یعنی از انتقال ژن به نسل های بعدی صحبت می کیند با این فرض شما که چون فرد،، منسوب به خانواده پیامبر است ، حتما ژن فصاحت و بلاغت را دارد نتیچه گیری منطقی این خواهد بود که نفر اول این سلاله یعنی پیامبر اکرم باید در حد عالی بلاغت نسبت به دیگر اعضا باشد اما متاسفانه کتب شیعه اینگونه مینماید که حضرت علی از پیامبر فصیح تر است که البته ممکن است باشد ولی مطمئنا دیگر این ربطی به ژن حضرت رسول ندارد بلکه مربوط به حضرت علی است که از ییامبر بالاتر خواهند بود آیا شما معتقدی که حضرت علی از پیامبر اکرم دارای مقام بالاتر بودند ؟
    هم چنین باید این انتقال ژن به همه خانواده صورت بگیرد و تمام سادات از این صفت بهره مند باشند با کمی مطالعه در مورد سادات میبینیم که این مساله واقعیت ندارد .
    در ضمن ممکن است شما ژن یک صفت عالی را به ارثٍ ببرید ولی برای منصه ظهور نیاز به تمرین و اکتساب دارید مثل ژن خوشنویسی و یا نقاشی یعنی یک فرد با داشتن ژن نقاشی در همان بدو تولد و خردسالی نمیتواند نقاش فوق العاده ای باشد بلکه نیاز به زمان و رسیدن به سن بزرگسالی دارد .مگر اینکه که برای فرد عادی معچزه ای را در نظر بگیرید که پیامبر و حضزت علی خود نیز فاقدآن بوده اند . آیا در مورد پامبر اکرم و یا حضرت علی روایتی داریم که در سن سه سالگی دارای فصاحت و بلاغت بوده اند
    حتی با این وجود اگر حرف شما در مورد معجزه بودن کودک مزبور درست باشد باید قبل از این واقعه و مرگ ایشان روایت یا گفته ای مبنی بر این ویژگی فصاحت و بلاغت ایشان میداشتیم
    می خواستم مابقی را موارد را توضیح دهم ولی تجربه ای به من میگوید صبر کنم تا پاسخ جنابعالی را رویت کنم چون این تجربه به من میگوید یکی از راه های فرار در این گونه مباحث تطویل و اطناب کلام است که امیدوارم هیچکدام به آن مبتلا نشویم
    خدای یگانه یاورتان باشد
در حال نمایش 2 نوشته (از کل 2)