سلامى به آرامى شب نزول قرآن بر قلب محمد مصطفى صلى الله تعالى عليه وسلم.
حكايتى كهنه و فرسوده قسمتى از جوامع مسلمين را مشغول و به سوى انحراف كشانده است.
خكايت "جانشينى رسول خدا " بعد از مرگش.
البته زدایکس گرامی در وبلاگش مقالات جالبی با عنوان " بعد از مرگ پیامبران " دارد که مناسب این حکایت است.
تشیع می گوید ( بعد از ذکر حکایتی طولانی به نام غدیرخم ) پیامبر در آخرینهای حیاتش مردم را تذکر داده به جانشینش.
تشیع به ما نمی گوید چرا خداوند ذکر خلافت و جانشینی موسی با هارون را ذکر کرده درحالیکه مشکل ما نبوده ولی ذکر جانشینی پیامبر خودمان را رها فرموده!
تشیع منتظر است کتابهای منسوب به اهل سنت یاری اش دهد تا بگوید داستانی مفصل بوده ولی در قرآن یاد نشده!
اهل سنت هم هرچند ادعایی به بزرگی ادعای تشیع نداشته و ندارند و کسی را جانشین پیامبر معرفی نکردند ولی نام حاکمان اولین جامعه ی اسلامی را " خلفای رسول " نامیدند!
چرا؟
کجای قرآن به ما خبر داده که عده ای بعد از رسول خاتَم النبيين به عنوان " خلفاي او " ياد بشوند؟
وقتى اهل سنت منصافه قبول مى كند كه محمد "خاتَم النبيين " بوده و بعد از او اتصال به وحى و عصمت أسماني مقطوع است ، علتى نداشته حاكمى را كه خود هم قبول دارند از ميان مؤمنين جامعه ( مهاجرين و انصار ) منتخب شده و معصوم هم نبود و فقط ملزم به راهنمايى و همراهى جامعه اش بوده است ، وصف " خليفة رسول الله " بگیرد؟
متاسفانه حقیقت تلخ این است که اهل سنت با دستاویزی به تاریخ باستانی نتوانسته ملت تشیع را به حقیقت دعوت کند بلکه سببی شده تا تشیع بیشتر از همیشه بر باطل خود اصرار ورزند و بگویند: جانشین پیامبر بایستی معصوم می بود و خلفای شما چنین نبود پس جایگاه جانشین حقیقی را غصب کرده بود!!!
در اینجا قسمتی از بحث و گفتگوهایمان با دوستان اهل تشیع را می آورم.
*****************
( مطلب را خواهم آورد )
پیوندها:
[1] http://islamtxt.net/OLD-islamtxt-drupall/?q=%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C