متاسفانه مدعیان تشیع هر روز به ریسمانی پوسیده چنگ می زنند تا بلکه بتوانند عقاید اهل سنت را زیر سوال ببرند. جناب قزوینی در شبکه ولایت(مورخ 21 اسفندماه 1392) می گفت: اینجانب در مجلس مناظره ای به راحتی مچ یكی از علمای معروف اهل سنت را گرفتم و حدیث زیر را از كتاب صحیح بخاری به او نشان دادم :خدا از غضب فاطمه غضبناك می شود. و بعد حدیث: فاطمه از ابوبكر غضبناك بود. و نتیجه گرفتم كه خدا از ابوبكر خشمگین است و آن عالم نتوانست پاسخ مرا بدهد و با خشم رفت!!!
آری متاسفانه جناب قزوینی و شاگردانش در خواب و اوهام عمیقی به سر می برند و به این سادگی ها بیدار نمی شوند و با اینکه جواب شبهات ایشان بطور مفصل داده می شود ولی باز بر همان عقاید پوچ قبلی پافشاری دارند و هر روز شبهه ای مضحک را به نمایش می گذارند و اینگونه خود را بیشتر نزد جهانیان رسوا می کنند و البته این باعث خرسندی ماست که دشمنان اتحاد اسلامی اینگونه نادان هستند.
6- تنها راه رهایی از این تناقض این است که بگوییم هر جا خشم فاطمه (و یا هر مومن دیگری) بر حق و مطابق با مصلحت جامعه اسلامی باشد آنگاه بطور حتم چنین خشمی باعث خشم خداوند نیز خواهد شد و این امری منطقی است. یعنی اصولا اگر خشم و عصبانیت كسی، جنبه شخصی داشته باشد، خداوند با آن عظمتش محال است به خاطر چنین موارد بی اهمیتی عصبانی شود، بلكه خداوند وقتی از خشم كسی خشمگین می شود كه خشم آن شخص به خاطر مصالح جامعه و مردم بوده باشد و نه به خاطر شخص خودش! و هرگاه مومنین از روی طبیعت و غرایز بشری خود خشمگین شوند هیچگاه چنین خشمی باعث خشم خداوند نمی شود و البته چون شیعیان برای حضرت فاطمه قائل به عصمت هستند بنابراین چنین چیزی را به هیچ عنوان به ذهن خود راه نمی دهند و ایشان را معصوم دانسته و هر گونه خشم و خرسندی ایشان را عین خشم و خرسندی خداوند می دانند و اصلا معصومین را ما ینطق عن الهوی دانسته و سخن و افعال ایشان را نمادی از سخن و افعال خداوند می دانند. خوب بطور حتم چنین عقیده ای مد نظر اهل سنت نیست و بنابراین استناد به احادیث خشم فاطمه و نتیجه گیریهای شیعه از آنها نزد اهل سنت بی معناست.
داستان خشم و غضب فاطمه مربوط به قضیه فدک است و اهل سنت در این موضوع حق را به ابابکر می دهند و البته پاسخ به شبهات فدک در مقالات دیگر بطور کامل داده شده است.(مراجعه شود) بنابراین خشم و غضب حضرت فاطمه در اینجا دلیل بر خشم و غضب الهی نمیشود. اهل سنت نه فاطمه را معصوم می دانند و نه ابابکر را و همیشه مسائل و اختلافات را به کتاب و سنت و عقل ارجاع می دهند نه اینکه بگویند چون فاطمه معصوم است بنابراین همیشه و در همه جا خشم وی بر حق و صحیح است. در قضیه فدک حتی چنانچه ادعای شیعیان صحیح هم بود باز غضب فاطمه صحیح نبود، چون خلیفه مسلمین قصد داشت منافع آنرا جهت سپاه اسلام و کمک به سرکوب شورش اهل رده بکار ببرد و در یک کلام ابابکر قصد دفاع از دینی را داشته که پدر ایشان مبلغ آن بوده و این نمی بایست موجب ناراحتی ایشان شود بلکه بالعکس فاطمه می بایست خوشحال باشد که خلیفه وقت به فکر اسلام و مسلمین است و بطور حتم در چنین مشاجراتی خداوند حق را به کسی می دهد که حامی اسلام و جامعه اسلامی است نه کسی که به فکر منافع شخصی خود باشد. از همه اینها گذشته ادعای شیعه مبنی بر ارث فدک صحیح نیست و این وضع را بدتر می کند و پاسخ به ادعای فدک را قبلا بطور مفصل داده ام. پس استناد مراجع شیعه به خشم فاطمه علیه ابابکر بی مورد است، چون ایشان برای ائمه خویش عصمت تراشیده اند و انتظار دارند که در مناظرات و استنادات خویش، اهل سنت نیز همگام و هم عقیده با ایشان باشند و همان برداشتهای ایشان را از قضایا و احادیث داشته باشند، در صورتیکه اینگونه نیست و اهل سنت روش و عقیده خودشان را دارند.
پیوندها:
[1] http://tanzil.net/#80:3
[2] http://tanzil.net/#80:11
[3] http://tanzil.net/#80:12
[4] http://islamtxt.net/OLD-islamtxt-drupall/?q=hadith
[5] http://islamtxt.net/OLD-islamtxt-drupall/?q=akhlaq
[6] http://islamtxt.net/OLD-islamtxt-drupall/?q=category/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87