آیا ضریح ها و گنبدهای ساخته شده بر سر قبور باید خراب شوند؟

شماره سؤال: 
149


در کتاب مسلم، این حدیث است:
2287 - ابی الهیاج میگوید: حضرت علی گفت:آیا ترا به مثل همان ماموریتی بفرستم که رسول الله مرا فرستاد ؟مرا فرستاده بود (به یمن) و فرموده بود هر مجسمه و بتی را دیدی بشکن. و هر قبر بلندی را دیدی (هموارش کن) تا همسطح زمین شود.
این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم، در کتابهای مختلف اهل سنت آمده بلکه همین کافیست که امام مسلم آنرا در صحیح خود نوشته است.
اما متاسفانه حتی اهل سنت نیز به دستور این حدیث عمل نمیکنند بلکه با اندوه باید بگوییم که حتی برعکس میکنند و شهری از شهر های سنیان نیست مگر آنکه در آنجا قبرهای برجسته و با دم دستگاه و گنبد و بارگاه وجود نداشته باشد ( هیهات و افسوس )
و ای کاش که تا این حد متوقف میشدند ولی شیطان راضی نشد تا آنوقت که مردم را ندید که دور این قبور طواف میکنند و از قبرها حاجت میخواهند.

و فقط در جاییکه سلفی های اهل عمل حکومت را بدست گرفتند به این دستور مهم عمل میکردند و قبرها را همسطح با زمین کرده و ضریح بارگاه های روی قبرها را بنا بدستور پیامبر در صحیح مسلم نابود کردند.
حالا شیعه آمده تا تیشه به ریشه این حدیث مبارک بزند! یعنی میخواهد ثابت کند این حدیث ضعیف است و میگوید:

 

ادعای شیعه:
درست است که اين روايت در بيشتر صحاح سته و مسند احمد آمده است، اما در اين روايت کساني هستند که متخصصين بحث رجال، از اهل سنت، ايشان را تضعيف کرده اند مثلا:
وكيع بن جراح
از ابي نصر مروزی نيز نقل شده است که گفت:
كان يحدث بآخره من حفظه فيغير ألفاظ الحديث كأنه كان يحدث بالمعنى ولم يكن من أهل اللسان
او در اواخر ( دوره نقل روايتش ) از حفظ روايت مي کرد؛ پس الفاظ حديث را تغيير مي داد ؛ انگار که نقل به معني مي کند و از اهل زبان نبود ( کلمات را تغيير مي داد )
تهذيب التهذيب ج11/ص114
وعیب های دیگر بیشمار او از کتاب های اهل سنت فهرست وار:
او میگفت:خلفاي اسلام يا دين ندارند يا عقل:
مي گفت:علي سبب بروز فاجعه شده است !!!
او علیه علی و عثماني بود:
بزرگان از روايت از او چشم پوشي کرده اند:
او تدليس مي نمود:
به سلف جسارت كرده شراب مي خورد و به باطل فتوي مي داد:
از حجاج دفاع مي کرد !!!
مسئول بيت المال ابن زياد بود:
لباس معصفر بر تن مي کرد:

پاسخ اهل سنت:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده اند: اگر حیا نداری پس هرکاری میخواهی بکن!
این علمای شیعه واقعا نمیدانند حیا چیست! یعنی در یک سایت رسمی (نه یک سایت ناشناس) هرچه دروغ و حقه است را بکار میگیرند و هیچ خجالت هم نمیکشند! حالا از مخاطبان بی اطلاع خود خجالت نمیکشد، یعنی فکر نمیکند 4 نفر آدم سنی هم این سایت را میخوانند ؟!
یعنی من اگر برای مردم ترکیه قسم بخورم که مردم ایران شیر را میخورند و با بازی با کتاب حافظ و سعدی ثابت کنم که در کتاب های ایرانیان نوشته که انها شیر ( جنگلی) را میخورند (و طبعا منظور سعدی شیر خوراکی است) حالا مردم ترکیه را گول زدم چون فارسی نمیدانند ولی دیگر چرا این حرف را در مجلسی بگویم که فارس ها هم هستند ؟! در این مجلس اینگونه سخن گفتن نشانه این است که گوینده بسیار پررو و وقیح و بی حیاست .
این حدیث در مسلم است یعنی وکیع بن جراح از رجال بخاری و مسلم است باز این ادم میگوید که او شراب خوار بود و این بود و آن بود و ده صفحه را در مذمت او پر کرده و حواله هم میدهد به کتابهای اهل سنت!!
از مردمی که بد بودن ابوبکر را از کتاب های ما ثابت میکنند، ایا این عجیب است ؟نه والله!
در زیر هر اتهام،شیعه،ما را حواله داده به کتاب های ما!!!!

اولین ادرس را باز کردم و تحت نام وکیع در کتاب تهذیب التهذیب این را دیدم
وكيع.
وقال أحمد بن أبي الحواري قلت لابي بكر بن عياش حدثنا قال قد كبرنا ونسينا اذهبوا إلى وكيع وقال قتيبة عن أبي بكر نحوه وقال الشاذكوني وابن عمار قال لنا أبو نعيم ما دام هذا يعني وكيعا حيا ما يفلح أحد معه وقال احمد بن سيار عن صالح ابن سفيان قدم وكيع مكة فانجفل الناس إليه وحج تلك السنة غير واحد من العلماء كان ممن قدم عبد الرزق قال فخرج ونظر إلى مجلسه فلم ير أحدا فاغتم ثم خرج فلقي رجلا فقال ما للناس وقال قدم وكيع قال فحمد الله تعالى وقال ظننت أن الناس تركوا حديثي قال وأما أبو أسامة فلما خرج ولم ير احدا وسمع بوكيع قال هو التنين لا يقع مكانا إلا احرق ما حوله وقال أبو هشام الرفاعي دخلت المسجد الحرام فإذا عبيد الله بن موسى يحدث والناس حوله كثير قال فطفت اسبوعا ثم جئت فإذا عبيد الله قاعد وحده فقلت ما هذا قال قدم التنين فأخذهم يعني وكيعا.
وقال نوح بن حبيب القومسي رأيت الثوري ومعمرا ومالكا فما رأت عيناي مثل وكيع وقال الغلابي كنا بعبادان فقال لي حماد بن مسعدة احب أن تجئ معي إلى وكيع فجئناه فلما خرجنا قال لي حماد قد رأيت الثوري فما كان مثل هذا وقال علي بن خشرم رأيت وكيعا وما رأيت بيده كتابا قط إنما هو يحفظ فسألته عن دواء الحفط فقال ترك المعاصي ما جربت مثله للحفظ وقال هارون الحمال ما رأيت اخشع من وكيع وكذا قال
مروان بن محمد وزاد وما وصف لي احد إلا رأيته دون الصفة إلا وكيع فاني رأيته فوق ما وصف لي وقال ابن عمار اخبرت عن شريك ان رجلا ادعى عنده على آخر بمائة الف دينار فأقر فقال أما أنه لو انكر لم أقبل عليه شهادة أحد بالكوفة الا شهادة وكيع وعبد الله بن نمير.
وقال قتيبة عن جرير جاءني ابن المبارك فقلت من دخل الكوفة اليوم قال رجل
المصرين وكيع وقال يحيى بن أكثم صحبت وكيعا في الحضر والسفر فكان يصوم الدهر ويختم كل ليلة وقال سلم بن جنادة جالست وكيعا سبع سنين فما رأيته بزق ولا مس حصاة ولا تحرك من مجلسه إلا مستقبل القبلة وما رأيته يحلف بالله العظيم وقال يحيى بن ايوب عن معاوية الهمداني كان وكيع يوتى بطعامه ولباسه ولا يسأل عن شئ ولا يطلب شيئا وقال سعيد بن منصور قدم وكيع مكة فقال له فضيل ما هذا السمن وأنت راهب العراق فقال له وكيع هذا من فرحي بالاسلام.
وقال أبو داود بن رشيد عن ابراهيم بن شماس كنت اتمنى عقل ابن المبارك وورعه وزهد فضيل ورقته وعبادة وكيع وحفظه وخشوع عيسى بن يونس وصبر حسين بن علي الجعفي وقال سفيان بن عبدالملك كان وكيع أحفظ من ابن المبارك وقال محمد بن عبدالله بن نمير وكيع أعلم بالحديث من ابن ادريس ولكن ليس هو مثله وكانوا إذا رأوا وكيعا سكتوا قال وسمع وكيع من سعيد بن أبي عروبة بآخره وقال ابن سعد كان ثقة مأمونا عاليا رفيع القدر كثير الحديث حجة وقال العجلي كوفي ثقة عابد صالح أديب من حفاظ الحديث وكان يفتي.
قال هارون بن حاتم سمعت وكيعا يقول ولدت سنة ثمان وعشرين ومائة وقيل ولد سنة سبع وقيل سنة تسع وقال خليفة وغيره مات سنة تسع وتسعين وقال أحمد حج وكيع سنة ست ومات في الطريق وقال محمد بن سعد وأبو هشام مات بفيد منصرفا من
الحج سنة سبع زاد أبو هشام يوم عاشوراء.
قلت: وقال الآجري.
قلت: لابي داود أيما اثبت وكيع أو ابن أبي زائدة قال وكيع وقال يعقوب بن شيبة كان خيرا فاضلا حافظا وقال ابن حبان في الثقات كان حافظا متقنا وقال أبو داود كان أبوه على بيت المال فكان إذا روى عنه قرنه بآخر وقال إسحاق بن راهويه كان حفظه طبعا وحفظنا بتكلف وقال يحيى بن يحيى لم أر من الرجال أحفظ منه وقال علي بن المديني كان وكيع يلحن ولو حدث بالفاظه لكان عجبا كان يقول حدثنا مسعر عن عيينة
(1) وقال محمد بن نصر المروزي كان يحدث بآخره من حفظه فيغير الفاظ الحديث كأنه كان يحدث بالمعنى ولم يكن من أهل اللسان. اين جمله اي را كه با رنگ مشخص کردم همان جمله ای است که شیعه از این معرفی نامه طویل ؛یا بهتر بگویم مدح نامه طولانی؛ نقل کرده
تمام معرفی نامه دارد از وکیع تعریف میکند
تعریف و مدح، عادی نیست اگر عربی بدانید پس خودتان ببینید نویسنده کتابی که (شیعه سعی کرده او را شاهد بیاورد)، در مدح وکیع چه ها نوشته است.
آیا این است امانت علمی ؟؟؟و آیا این است روش هدایت مردم؟
آیا مردی که هم بخاری او را امین میداند هم مسلم هم همه، میتواند اینهمه بد باشد؟!
امام شافعی شعری دارد که در هر مدرسه دینی، آنرا به شاگردان بارها و بارها میگویند، ترجمه شعر این است:
شافعی میگوید:
نزد وکیع نالیدم از کم حافظگی و حواس پرتی
مرا امر کرد به دوری کردن از معاصی
بگفتا که علم،نوری اللهیست
و نور الله داده نمشود عاصی
وکیع استاد شافعی بود و گفتم در هرمدرسه این شعر که (در عربی بسیار موزون و زیبا است) را بارها و بارها برای شاگردان میخوانند و آنها را از نتیجه گناهان برحذر میدارند باز این شیعه او را شراب خور و .... معرفی میکند و نشانی هم از کتاب ما میدهد و نشانی او را هم دیدید که از یک مقاله طویل تعریف مدح یک عیب را که شاید عیب نباشد را انتخاب کرده تا مردم را گمراه کند .
اما حتی آن جمله که شیعه شاهد آورده نیز عیب نیست ببینید جمله ای که شاهد آورده، چیست
كان يحدث بآخره من حفظه فيغير ألفاظ الحديث كأنه كان يحدث بالمعنى ولم يكن من أهل اللسان
او در اواخر عمر از حفظ و از بر و از یاداشت خود، روايت مي کرد ؛ پس الفاظ حديث را تغيير مي داد؛ انگار که نقل به معني مي کند و از اهل زبان نبود ( کلمات را تغيير مي داد )

خب این عیب نیست انسان پیر،مثل جوان نیست و انسان بسیار پیر، حافظه جوانی خود را ندارد و بخاری و مسلم وقتی از او روایت کردند که هنوز به این بی دقتی دچار نشده بود.
و تازه حتی روایت حدیث با الفاظ دیگر نیز جایز است . زیرا صحابه یک جمله حضرت رسول صلی الله علیه وسلم را با الفاظ متفاوت ( اما با معنی یکسان) نقل کرده اند. پس حتی جمله آخر نیز عیبی را برای وکیع بن جراح را ثابت نمیکند و اگر هم ثابت کند باز بر احادیثی که از او داریم ایرادی وارد نمیشود زیرا علمای ما وقتی حدیث را از کسی میگرفتند که او کاملا عاقل و با هوش بود حالا اگر اخر عمر بدحواس شود احادیث دوره میان عمری او که از اعتبار نمیافتد.
پس حدیث خراب کردن ضریح و گنبد و بارگاه قبور ( که راوی و عمل کننده به آن حضرت علی است) درست میباشد و در سند آن عیبی نیست .اصلا همینکه در مسلم آمده خود دلیل بر درستی آن بود
و مسلمانان تا به دستور حضرت محمد صلی اللع علیه سلم و حضرت علی در این باره عمل نکنند هرگز روی سعادت را نخواهند دید.
و ما وقت خود را برای پاسخگویی برای این تلف کردیم تا مردم شیعه بدانند که علمای آنها از جاده منطق و حیا بیرون رفته اند و این کار بی شرمانه آنها دلیلی ندارد جز اینکه آنان، شما مردم شیعه را ريال آدم حساب نمیکنند و برایتان ارزشی قایل نیستند و درست همانطور که من وقتی برای پسر کوچکم داستان میگویم اهمیت نمیدهم که داستان واقعی است یا دروغین چون پسرم که قدرت تمیز ندارد و من هم فقط میخواهد او بخوابد
علمای شیعه هم میخواهند مردم شیعه بخوابند
ای شیعه قبل از انکه آتش جهنم ترا از خواب بیدارکند بیدار شو
آیا مکر علمای خود را نمیبینی ؟!