آیا بیعت گرفتن فقط برای دوستی با علی بن ابی طالب بود؟!!

شبهه: شنیده ام که قول پیامبر در حدیث معتبر غدیر را به دوستی توجیه کرده اید، آیا قرآن این مطلب را گوشزد نکرده بود؟ در آنجا که میفرماید‍: ان المومنین بعضهم اولیاء بعض، دیگر چه لزومی داشت که حضرت ختمی مرتبت این مطلب را در آن هوای گرم و سوزان بازگو کند و سبب آزار صحابه ی محترم شود؟ سه روز در آنجا توقف نماید و با همه بیعت بگیرد؟ آیا بیعت گرفت فقط برای دوستی با علی بن ابی طالب؟!!

پاسخ به شبهه:
هدف از توقف در غدیر تنها بیان دوستی حضرت علی نبوده است، بلکه هدف اقامه نماز و استراحت و خواندن خطبه توسط پیامبرصلی الله علیه وسلم بوده و مطالبی را که در عرفه نیز فرموده بودند یادآور شدند و البته به دوستی علی نیز تاکید نمودند تا مبادا پس از رحلتشان کسی قصد دشمنی با او را داشته باشد و اما طبق این استدلال، خودتان معترف شده اید که قرآن جانشینی حضرت علی را بیان نکرده است، چون شما می گویید چطور دوستی مومنین در قرآن بیان شده و دیگر نیازی به بیان آن نبوده و بنابراین مقصود حدیث غدیرخم، همان جانشینی حضرت علی می باشد!! خوب پس یعنی جانشینی حضرت علی به زعم شما در غدیر بیان شده و نه در قرآن چون اگر در قرآن بود دیگر طبق این استدلال نیازی به بیان مجدد نداشته است(همچون دوستی مومنین)در ضمن اگر دوستی مومنین در قرآن بیان شده و نیازی به بیان مجدد نداشته، پس چگونه است که در همان غدیرخم پیامبرصلی الله علیه وسلم می فرماید: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه(خدایا دوست داشته باش هر آنکه او را دوست دارد و دشمن باش با هرآنکه با او دشمن است.) چرا پیامبر به دوستی سفارش کرده؟ مگر به زعم شما قبلا در قرآن دوستی مومنین گوشزد نشده بود؟
و اما ظاهرا شیعیان ادله و اعتقادات خویش را فراموش کرده اند. شیعه همیشه بر این اصل استوار بوده و بر این اعتقاد پافشاری داشته که آیات قرآن به تنهایی کافی نیست و حتما نیاز به ائمه و هادیان روشنگر است تا ایشان تاویل و تفسیر صحیح آیات را به مردم نشان دهند و همچنین آیات را برای امت تبیین کنند و به سوره نحل آیه۴۴ استناد نموده و می گویند به پیامبرصلی الله علیه وسلم امر شده که آیات را برای مردم تبیین کند و همیشه این وظیفه تا قیامت بر عهده یکی از معصومین خواهد بود. در زمان نزول آیات و ابتدای رسالت بر عهده خود شخص نبی اکرم بوده است و سپس بر عهده امامان بوده تا امام زمان که هم اکنون نیز زنده است و در غیابش، مراجع تقلید و فقیهان شیعه و نائبان بر حق با استناد به احادیث ائمه این وظیفه را بر عهده دارند. خوب چطور شد که ناگهان شما در اینجا منکر این اصول شده اید و می گویید که دوستی مومنین در قرآن آمده و دیگر نیازی به بیان آن توسط شخص پیامبر نبوده است؟!!
مسلم است که نماز نیز در قرآن بیان شده ولی شرح و چگونگی آن در سنت پیامبر اسلام است. خوب دوستی مومنین نیز بطور کلی در قرآن بیان شده ولی فراموش نکنید که بیان این دوستی بطور خاص برای یک نفر، مقام والای او را نشان خواهد داد و مردم به ارزشهای وی واقف می شوند. حدیث غدیر وجوب دوستی با حضرت علی را می رساند که خود پیامبر اسلام شخصا بر آن تاکید داشته است و مسلم است که این برای هر مومنی صادق نیست. و اما اینکه چطور پیامبر در آن گرمای سوزان مردم را نگه داشت تا دوستی علی را اعلام نماید؟ باید گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم از آنجا که همیشه طبق شرایط واقعی (رئال) عمل می کرده و بر خلاف ما از خواب و خیالهای ایده آلیستی به کلی دور بوده، برای همین در هر شرایطی موارد پیش آمده را به بعد موکول نمی کرده و طبق مدیریت زمان از هر لحظه برای بیان حقیقت یا عملی کردن طرحهای خودش استفاده می کرده است.
اگر بنا بوده در جایی حمله کنند دستور حمله می‌داده، اگر بنا بوده آیه ای در مذمت منافقین خوانده شود خوانده می شده و هیچگاه مسائلی مانند گرمای هوا یا غیره برای ایشان در بیان حقیقت هر قدر کوچک یا بزرگ تاثیری نداشته است. سئوال مهمتر اینکه: حقیقت، حقیقت است و کوچک و بزرگ و کم اهمیت و پراهمیت، ندارد و بیان آن نیز واجب است (به خصوص از سوی شخص پیامبر) ضمن اینکه آن سال، آخرین سال حیات پیامبر بوده و موقعیت دیگری برای بیان حقانیت علی وجود نداشته است. برای نمونه به قرآن کریم نگاه کنید که مثلاً برای دعوای زن و شوهر آیه نازل می شود! برای اینکه کسی صدایش را جلوی پیامبر بلند نکند آیه نازل می شده! پس کم اهمیت یا پر اهمیت بودن وقایع از دید ما صحیح نیست و باید وقایع را طبق شرایط همان زمان و آن هم از دید الهی بررسی کرد.
پیامبر صلی الله علیه وسلم در آخرین سالهای حیات خود به تبوک، سرزمینی با فاصله زیاد لشکر کشی کرده و ضمن صرف هزینه ای سنگین بدون هیچگونه درگیری و نبردی باز می گردند. بله این عمل ایشان در نگاه ما (در قرن ۲۰) تعجب آور است. ولی آیا باید بگوییم: ایشان اهداف و نیات دیگری، مطابق با علایق و سلایق امروزی ما داشتند؟ و چرا در آن گرمای شدید هیچ جنگی صورت نگرفت؟ و اینهمه هزینه بیهوده شد؟! و هدف پیامبر چیز دیگری بود! آری، چنین رفتارهای خارق العاده ای پیش از این نیز از پیامبر دیده شده، ایشان دو بار دستور هجرت به حبشه می دهد و با ۳۰۰ نفر در بدر مقابل سپاه ۱۰۰۰ نفری کفار می ایستد، مسجد ضرار را تخریب می‌کند، با کفار در حدیبیه صلح می کند و… پس می تواند برای احقاق حق علی و جلوگیری از شایعه پراکنی علیه او و سفارش به دوستی با او در گرمای شدید هم مردم را نگهدارد و حتی از آنها بیعت دوستی با علی را بگیرد.
در ضمن در غدیرخم، هیچگاه سرمای شدید حاکم نبوده و همه روزها گرما بوده، هم قبل از آن و هم بعد از آن و مثل این می ماند که بخواهیم بگوئیم: در آن سرمای شدید قطب جنوب!!! خوب مسلم است که هوا در قطب همیشه سرد بوده است!! قبایل عرب، همیشه زیر آفتاب سوزان عربستان در حال مسافرت و تجارت بوده یا در جستجوی آب مرتب در حال کوچ بوده اند. بعید است برای کسانی که بتها و خدایان خود را شکسته و مسلمان شده اند، ایستادن زیر آفتاب، خیلی ناراحت کننده بوده باشد. چطور شما معتقدید موضوع آنقدر مهم بوده که پیامبر اکرم مردم را در آن گرمای شدید نگه داشته ولی وقتی نوبت به بیان اصل مطلب می رسد این موضوع مهم را در پرده ای از ابهام و با واژه ای (مولی) اعلام می‌کنند که دارای معانی مختلف است.!!
رسم همیشگی عربها در مسافرتها این بوده است که پس از طی مسافتی برای استراحت، می‌ایستاده اند تا ضمن آن، کاروان پشت سر هم برسد. ولی شما با هیاهو می گویید: پیامبر گفت کاروان قبلی بیاید و کاروان رفته برگردد و گرمای شدید حاکم بود و… ولی بالاخره باید در جایی نماز ظهر خوانده می شد یا نه؟ ضمن اینکه پیامبر خطبه ای طولانی خوانده و در انتهای خطبه مردم را به دوستی با علی سفارش کرده، پس هدف از توقف در غدیر: خواندن نماز، خواندن خطبه و آخرین سفارشات به مردم و استراحت جهت رفع خستگی و در انتها نیز معرفی علی و بیان دوستی او بوده و هدف از توقف فقط سفارش علی نبوده که بگویید چرا پیامبر در آن گرما مردم را نگهداشت؟!!
و اما وقتی بناست مردم در آن گرمای شدید حرکت کنند و آنرا تحمل نمایند، آیا چند دقیقه کمتر و بیشتر تفاوتی می کند؟ اگر از نرم افزارهای رایانه ای برای محاسبه زمان واقعه غدیر استفاده کنید[۱] متوجه می شوید ۱۸ ذی الحجه یعنی واقعه غدیرخم در روز ۲۹ اسفند بوده و نمی توانسته چندان گرمای شدیدی در محیط وجود داشته باشد. مدت ۲ سال، سایت هواشناسی عربستان را در این خصوص، بررسی شده و مشخص شد که از فاصله زمانی ۲۵ اسفندماه تا ۱۰ فروردین ماه این دوسال (یعنی سال ۱۳۸۴و ۱۳۸۵ هجری شمسی)درجه هوای منطقه رابغ (که غدیر در آنجا واقع است) در گرمترین ساعات روز از ۳۰ درجه بیشتر نمی‌شود و با توجه به اینکه هوای زمین طی هزار سال گذشته دو درجه گرمتر شده[۲] با اطمینان قریب به یقین، می توان گفت: درجه هوای غدیرخم در ۲۹ اسفند سال ۱۰ هجری: ۲۸درجه یا چیزی نزدیک به آن، بوده است و چنین درجه حرارتی نه تنها گرمای شدید و حتی گرمای معمولی نیست، بلکه بسیار فرح انگیز و روح بخش است.
شما می گویید مطلب بسیار مهم یعنی جانشینی بوده که مردم را در آن گرما نگاه داشته اند. ما می گوییم اگر اینگونه بوده پس چگونه است که در مکه و همینطور مدینه که پایگاه خلافت است برای علی بیعت گرفته نشده است؟ چطور پیامبر پس از ورود به مدینه مردم را در مسجد خویش جمع نکرد و برای علی بیعت نگرفت؟ آیا این کار سخت تر از بیعت گرفتن در وسط راه و در زیر آفتاب سوزان بوده است؟!! فراموش نکنید گرفتن بیعت در مدینه از هرجایی مهمتر بوده، زیرا در آن زمان مرکز خلافت بوده است و اهل مدینه و کبار صحابه در آنجا بوده اند.
 
 

[۱]نمونه ای از نرم افزار تبدیل تاریخ در سایت www.andishe.net موجود است.سایت هواشناسی عربستان: www.pme.qov.sa  

[۲] به علل گوناگونی دمای فعلی کره زمین گرمتر شده است، دلایلی چون شکافته شدن جو و لایه بیرونی زمین.

نویسنده: علی حسین امیری

مقاله پیشنهادی

راز هستی من در این جهان چیست؟!

راز هستیِ من در این جهان چیست؟! برای چه اینجا آمده‌ام؟! پس از مرگ به …