دیدگاه علما و اندیشمندان شیعه از دولت صفوی
تقریبا بیشتر مراجع شیعه و مفکران آنها چه در زمانهای پیشین و چه در روزگار کنونی ما آشکارا یا بطور ضمنی و با اشاره و تلمیح برای دولت صفوی احترام خاصی قائلند. وبسیاری از کارها و جنایتهای آنها را قبول دارند و یا به نحوی موجه میدانند! چرا که در نظر آنها این جنایتها سبب حفاظت و برپایی شیعهگری و سبب انتشار مذهب بوده است. و از آن جنایات بعنوان سدی محکم در مقابل کسانی که در پی براندازی شیعه بودند یاد میکنند. این اندیشمندان همهی بدعتهایی که صفویان در مذهب رواج داشتند را قبول دارند و بجای اینکه در پی اصلاح آنها باشند با تراشیدن دلیلها و برهانها و تفسیرات و فلسفهبافیها به آنها حقانیت داده سعی میکنند ریشهی آنها را در مذهب پایدارتر ساخته، در عقلهای مردم و نسلهای آینده ترسیخ دهند. و در این راستا همهی وسایل و ابزار تقلیدی گذشته و تبلیغات رسانهای مدرن و پیشرفته را بسیج کردهاند. آنها در راه رسیدن به اهداف خویش همهی ثوابت اسلامی را زیر پا نهاده، این باورها و بدعتهای نادرست را در جامعه ترویج میدهند ودر اذهان مردم چنین وانمود میکنند که این باورهای ساختگی صفویها در حقیقت همان تشیع واقعی منسوب به اهل بیت "رضوان الله علیهم اجمعین" میباشد!!..
محسن الأمین عاملی یکی از چهرههای مشهور علمای شیعه در کتابش "الشیعه فی مسارهم التاریخی" با تحریف تاریخ، شیعه را بسیار مظلومانه جلوه داده میگوید:" پادشاهان عثمانی همیشه در جنگ با پادشاهان فارس صفوی بودند. و سلطان سلیم عثمانی در اناضول بیش از ۴۰ هزار شیعهی بیگناه را کشت، آنها هیچ گناهی نداشتند جز اینکه شیعه بودند!!".
عاملی سعی دارد پرده بر همهی جنایتهای صفویان کشد، و با انکار روز روشن در کتابش از آنها بعنوان پادشاهانی مظلوم و شاید هم میهن دوست یاد میکند!! و این اسلوب را در کتاب "کشف الأسرار" خمینی نیز مشاهده میکنیم که هیچ به درندگی و خونخواری و وحشیگری صفویان اشاره نمیکند!
البته این حکم را نمیتوان کلی و عمومی دانست. چرا که در بین شیعه دانشمندانی نیز هستند که خداوند قلبهایشان را با نور عدالت و انسان دوستی و حق خواهی روشن ساخته ودر راستای سازندگی و تصحیح اشتباهات قدمهایی بجلو نهادهاند. از آن جمله است "السید دکتر موسی موسوی" در کتابش "شیعه وتصحیح" (67.228.229.69/ebook/view_book.php) و در کتاب دیگرش "ای شیعیان جهان بیدار شوید"( www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php)، و "السید حسین الموسوی" در کتابش در کتابش "اهل بیت از خود دفاع میکنند"( www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php) و همچنین استاد حسن علوی و السید احمدالکاتب نویسنده چندین کتاب بسیار ارزشمند در این زمینه، چون کتابش "تکامل فکر سیاسی شیعی از شورا تا ولایت فقیه " (www.alkatib.co.uk) و از آخرین کتابهایش "السنه و الشیعه وحده الدین و خلاف السیاسه و التاریخ" که در آن درباره صفویان مینویسد:"جای بسی تأسف بود که برخی دولتها چون دولت صفویان در قرن دهم هجری و بعد از آن بر ایران چیره گشت و از میراث منفی و خرافات و قصههای بافتگی و افسانههای دروغین در راستای جنگ با دولت عثمانی سوء استفادهها برد، و با وحشیگری با اهل سنت به ستیز برخواست. و بدعت زشت دشنام و لعن و نفرین و ناسزاگویی به خلفاء راشدین و یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) را رواج داد. و حکومتی دیکتاتوری و ظالم و ستمگر که با سیاست اهل بیت و عدالت اسلام فرسنگها فاصله داشت برپا نمود. و خود را در پوستینی دروغین از شیعهگری مسخ شده پیچید، آن شیعهگریای که با تشیع نخستین هیچ وجه مشترکی نداشت".
احمد کاتب در ادامه سخنانش درباره دولت صفوی مینویسد:" هرچند دولت صفوی از تاریخ محو شد ولی متأسفانه آثاری ننگین و شوم بر روابط بین برادران شیعه وسنی، و میراثی کثیف و پوسیده از فرهنگی پر از حقد و کینه برجای نهاد".
مشهورترین شخصیتهای علمی دولت صفوی
شیخ علی الکرکی العاملی یکی از مشهورترین چهرههای علمی دورهی صفوی به شمار میآید که شاه طهماسب فرزند شاه اسماعیل او را از جبل عامل لبنان پیش خود خواند.
این شخصیت نقش بسیار اساسی و مهمی در محکم کردن ارکان تشیع صفوی بازی کرد. او نظریه انتظار امام زمان را که شیعه به آن باور داشتند ـ که بایستی تا آمدن امام مهدی و برپائی حکومت او صبر پیشه کنند ـ را باطل اعلام داشت و با فتواهایش به شاه اجازه داد به نیابت امام مهدی منتظر بر مردم حکم راند!
و او کسی است که بدعت دشنام و ناسزا گویی و لعن و نفرین یاران رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) را تأیید نمود. و اضافه کردن شهادت سوم "أشهد أن علیا ولی الله" را در اذان درست شمرد. و بدعت رفتن به کربلا برای زیارت امام حسین (رضی الله عنه) در دهم محرم بمدت چهل روز تا بیستم صفر را اختراع نمود. بدعتی که تا کنون نیز بسیاری از شیعهها به آن عمل میکنند!
و از جمله علمای مشهور دربار صفویان آخوندی بود که "محمد باقر مجلسی" نام داشت. او از افراطیترین و سرسختترین علمای شیعه دربار صفوی به شمار میآید که کتابهای بسیار نوشته، مشهورترین آنها کتاب "بحار الأنوار" اوست. خمینی درباره این کتاب میگوید:" این کتاب نوشتهی عالم بزرگوار محدث عالیمقام محمد باقر مجلسی است. در واقع این کتاب عبارت از چهارصد کتاب و رساله است که به تنهایی آنرا میتوان کتابخانهای کوچک دانست".
این کتاب از مهمترین مراجع و کتابهای شیعه امامی است که انباری است از احادیث ضعیف و روایات و قصهها وافسانهها و خبرهایی از هر رنگ و بو و در دسترس همگان. سخنرانان و منبریها و روضهخوانان و علمای شیعه از آن بعنوان مصدر اصلی مورد اعتماد خود استفاده کرده گوشهای مردم را پر از خرافات و بدعتها و مکر و حیله و خواب و خیال کردهاند. این کتاب در جوانبی به کتابهای برخی از صوفیگران در زمانهای قدیم که پر از چرندیات و خرافات و احادیث دروغین و اخبار عجیب و غریب بود شباهت دارد. برخی از اجزای این کتاب را مورد مطالعه قرار دادم، دیدم که بسیاری از روایات دروغین و باطلی که در بین صوفیگران رواج دارد در این کتاب ثبت شده است. مثل قصههای عجیب و غریبی در مورد زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) قبل از بعثت آن حضرت.
شاهان صفوی به این کتاب اهتمام بسیار شایانی مبذول داشتند. تا جائیکه شاه سلیمان برخی از املاک و دارایی خویش را برای نسخه برداری از این کتاب وقف نمود تا در اختیار دانش آموزان قرار گیرد. قاجاریان پس از آنها از چاپخانههای سنگی برای نشر این کتاب استفاده کردند. و در کتاب "لمحات اجتماعیه" اثر علامه علی الوردی آمده است که این کتاب را در عراق و خلیج پخش نمودند.
مجلسی در سال ۱۶۹۹م بیست و سه سال قبل از سقوط دولت صفوی وفات کرد.
البته ذکر نامهای علمای درباری و نوکران حلقه بگوش پادشاهان به این معنا نیست که همهی علمای شیعه با این بدعتها و مذهب سازیها و فریب و نیرنگ مردم به نام دین، موافق بودند. مصادر تاریخی قابل اعتماد میگوید که برخی از علما و دانشمندان شیعه با این حرکتهای فریبکارانه و فتواهای درباری بشدت مخالف بودند. شیخ ابراهیم القطیفی النجفی ، و شیخ محمد البهائی، و الشیخ حسن بن عبدالصمد که از سرزمین صفویها به بحرین گریخت و سپس فرزندش حسن بهائی جانشینش شد، از جمله نامهایی هستند که با صراحت با تفکر شیعه صفوی مخالفت کردند و با شدت با آخوندهایی که راضی شده بودند نوکرهای حلقه بگوش دربار شاهان صفوی گردند برخورد مینمودند!
ادامه دارد….