آیا درقرآن کریم اشتباه دستوری رخ داده است؟

متن شبهه: اشتباه دستور زبان عربی در قرآن مثلا: مذکر بودن خبر مونث «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ.» [اعراف:۵۶]  رحمت اسم مونث است و باید خبر آن هم مونث باشد یعنی قریبه درست است.

پـاسـخ:

  1. قبل از هرچیز، رحمت صفت برای موصوف است و موصوف اینجا الله تعالی می باشد، و چون خداوند خودش سزاوار تر است که به ما نزدیک باشد تا صفت رحمت او، پس از این جهت درست است که الله قریب من المحسنین.
  2. از جهت دیگر: قرابت دو نوع است، یا قرابت نسبی یا قرابت فاصله. در اینجا قرابت فاصله است؛ که در این حالت، چه مذکر بیاید چه مؤنث، هردو حالت در زبان عربی متداول است. همانطور که در آیات دیگری داریم از جمله:{ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ قَرِیبٌ } (الشورى:۱۷)  که در اینجا نیز نگفته الساعه قریبه، چون برای بُعد و فاصله، هردو حالت مذکر یا مونث آمدن خبر، جایز است. یا می فرماید:{ وَمَا هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ بِبَعِیدٍ } [ هود : ۸۳ ] در اینجا نیز با توجه به «هی» که مونث است، نگفته است «بعیده»،. و می فرماید: { وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیبًا } [ الأحزاب : ۶۳ ] در اینجا نیز الساعه مونث است؛ اما خبر آن مذکر است و نگفته است: «قریبه»

    پس هرگاه قرابت فاصله و بُعد، مد نظر باشد، جایز است که با هردو حالت آورده شود؛ همانطور که امریء القیس شاعر نیز می گوید:   له الویل إن أمسى ولا أم هاشم**  قریب ولا البسباسه ابنه یشکرا<<  همانطور که می بینیم، قریب به شکل مذکر آمده است؛ در حالی که صفتی است برای مونث.
     

اما جواب سوم:
صیغۀ فعیل به دو معنا می آید، یا به معنای فاعل است، یا به معنای مفعول. در معنای فاعل مانند: قدیر، کبیر، سمیع، علیم. که کنندۀ کار است و فاعل. در معنای مفعول: مانند: قتیل (کشته شده) جریح (مجروح شده)  کحیل (سرمه کشیده شده) و قریب (نزدیک شده) و … اگر فعیل، در معنای فاعل باشد، پس برای مؤنث آن باید تای تأنیث بیاید و برای مذکر آن هم، به شکل مذکر، مانند جمیل و جمیله، یا شریف و شریفه و … اما اگر در معنای مفعول بیاید، دو حالت دارد:

یا صفتی است که همواره همراه موصوف می باشد،  و یا به تنهایی از آن می باشد. پس اگر صیغۀ فعیل در معنای مفعول باشد و صفتی باشد که همواره همراه موصوفش باشد، همانند رحمت که همواره همراه الله و صفت الله می باشد، پس خبر آن، می تواند به شکل مذکر یا مونث بیاید و هر دو شکل درست است؛ مانند:
رجل قتیل (مردی کشته شده) یا امرأه قتیل (زنی کشته شده) که در هر دو حالت، قتیل می تواند مذکر بیاید و مشکلی از لحاظ قواعد زبان عربی ندارد.

همانطور که در این روایت آمده است: «عَنْ جَدِّهِ رَبَاحِ بْنِ رَبِیعٍ قَال کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی غَزْوَهٍ فَرَأَى النَّاسَ مُجْتَمِعِینَ عَلَى شَیْءٍ فَبَعَثَ رَجُلًا فَقَالَ انْظُرْ عَلَامَ اجْتَمَعَ هَؤُلَاءِ فَجَاءَ فَقَالَ عَلَى امْرَأَهٍ قَتِیلٍ فَقَالَ مَا کَانَتْ هَذِهِ لِتُقَاتِلَ قَالَ وَعَلَى الْمُقَدِّمَهِ خَالِدُ بْنُ الْوَلِیدِ فَبَعَثَ رَجُلًا فَقَالَ قُلْ لِخَالِدٍ لَا یَقْتُلَنَّ امْرَأَهً وَلَا عَسِیفًا ». (سنن أبی داوود، شماره حدیث۲۶۶۹، جزء ۳، ص۵۳ . البانی می گوید حسن صحیح است.)

ترجمه: «ما همراه رسول خدا -صلی الله علیه وسلم- در غزوه ای بودیم، پس دیدیم که مردم بر چیزی جمع شده اند . پس مردی را فرستاد  و به او گفت: نگاه کن ببین بر چه چیزی آنها جمع شده اند. پس گفت: بر (امرأه قتیل) زنی کشته شده جمع شده اند. پیامبر فرمود: این زن قتال نمی‌کرد و بر مقدمه ی آنان خالد بن ولید بود و مردی را فرستاد و به او گفت: به خالد بگو زنان و مزد بگیران «عسیف» را نکشد». پس در اینجا نیز خطایی در قرآن رخ نداده است، بلکه مطابق زبان عربی می باشد و شبهۀ ملحد نیز باطل و رد می شود.

ادامه شبهه:
مفرد بوذن اسم موصول جمع «وَخُضْتُمْ کَالَّذِی خَاضُوا » (۶۹  توبه ) فعل خاضوا جمع است و کالذی اسم موصول مربوط به آن است و باید جمع باشد یعنی کالذین درست است.
پــــاســـخ: اینکه الذی بصورت مفرد آمده است، از لحاظ قواعد زبان عربی مشکلی ندارد. مثالی مشابه در دستور زبان فارسی می زنم: اگر فاعل، اسم جمع باشد، فعل آن می‌تواند به یکی از دو صورت مفرد یا جمع به‌کار رود. مثال:
–  مردم و گروهی پیروز است که به دین اسلام چنگ زده باشد.
– مردم و گروهی پیروز هستند که به دین اسلام چنگ زده باشند.
و هر دو حالت صحیح است..

و یا فعل، بعد از هیچ‌کس و چند و چندین، غالباً مفرد می‌آید؛ مثال:
–  چند نفر در آن جلسه حاضر شد؟
–  چند نفر در آن جلسه حاضر شدند؟

و نمونه های بسیار دیگری نیز در قواعد و دستور زبان فارسی وجود دارد (دارند) که تحقیق بیشتر در اینباره را به عهده خواننده عزیز می‌سپارم. و اگر در صورت فرض، قرآن به زبان فارسی نازل می‌شد و شخصی غیر فارسی زبان و «ملحد» می‌آمد و می‌گفت در قرآن نازل شده به فارسی، تناقضات و اشتباهاتی در زمینۀ دستور زبانی وجود دارد (دارند!) که در آن، فاعل و مفعول  از لحاظ جمع و مفرد یکسان نیستد و در نتیجه این قرآن فارسی معجزه نیست؛ آیا حق نیست که به چنین ملحدی که دچار جهل مرکب شده است خندید؟ کسی که نمی‌داند و نمی‌داند که نمی‌داند؟! بله! ای ملحد، تو خود گمراه شده‌ای و می‌خواهی با خودت، دیگران را نیز به سوی جهنم روانه کنی، آن هم با شبهاتی که هیچ اصل و اساسی ندارد (ندارند!).

در زبان عربی نیز چنین است، خداوند می‌فرماید: «کَالَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ کَانُوا أَشَدَّ مِنکُمْ قُوَّهً وَأَکْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلَاقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُم بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ کَالَّذِی خَاضُوا» [توبه:۶۹] ترجمه: «(شما منافقان) همانند کسانی که پیش از شما بودند، (هستید؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر و اموال و فرزندانشان بیشتر بود. آنها از نصیب خود بهره مند شدند، پس شما نیز از نصیب خود بهره مند شده اید، همچنانکه کسانی که پیش از شما بوده اند، از نصیب خویش بهره مند شده بودند، و شما (در سخنان ناپسند) فرو رفتید، همانند آن (فوج ویا گروه و دسته و جماعت و فرقه ای) که  فرو رفتند.

در واقع آیه چنین است «وخضتم کالفوج الذی خاضوا» و یا «وخضتم کالفریق الذی خاضوا» یعنی شما فرو رفتید همانند آن دسته و فرقه و گروهی که فرو رفتند. و الذی صفتی است برای اسم جمع «فوج» و یا «فریق»، که چنین استعمالی را در زبان فارسی نیز مشاهده کردیم. و امثال این موارد، تناقض و ایراد و خطای نحوی در زبان عربی نمی باشد (نمی باشند!)، بلکه از زیبایی‌ها و قشنگی‌های ادبیات می‌باشد (می‌باشند!).

همچنین باید دانست که در زبان عربی اسم موصول «الذی» هم برای مفرد و هم برای مذکر استعمال می‌شود و این در زبان و شعر شاعران بزرگ عرب نیز دیده می‌شود؛ برای نمونه «هدیل بن الفرخ العجلی» در این بیت چنین می‌گوید: وبت أساقی القوم إخوتی الذی     غوایتهم غیی ورشدهم رشدی > همانطور که می‌بینیم برای غوایتهم که جمع است، الذی که مفرد است آمده است و این نشان می‌دهد که در زبان عربی، چنین استعمالی نه تنها درست است، بلکه نشانۀ زیبایی در کلام می‌باشد.

پس شبهۀ ملحد پوچ و بی ارزش بود و در قرآن هیچ گونه خطا و اشتباهی مطلقاً وجود ندارد و اگر دقت کنید، عمداً از جملاتی استفاده کردم که در آن فاعل جمع است اما فعل آن را به هر دو صورت مفرد و جمع آورده ام که نشان بدهم چنین استعمالاتی بسیار عادی و معمول می‌باشد (می‌باشند!) که در بیشتر مواقع اصلا احساس نمی‌شود (نمی‌شوند!)

مجاهد دین

مقاله پیشنهادی

عوامل انحراف جامعه عراق و منطقه کوفه در زمان حسین

همانگونه که در ابتدای بحث مشاهده کردید من نوشته ام: عوامل انحراف جامعه عراق و …